شعری از امیلی برونته

ای خدای درون من، ای نیروی نامنتها
ای حضور مطلق، ای سرچشمۀ حیات
من حیات جاودانهام،
چرا که خود را به چشمۀ لایزال تو پیوستهام.
اگر زمین و جمله آدمیان از میان بروند
و خورشید و جهانهای بیپایان محو و نابود گردند
و تنها تو بر جای باشی
جملۀ موجودات هستی خود را در تو باز مییابند.
در حیات جاودانۀ تو جایی برای مرگ نیست
و هیچ ذرهای را بیم فنا و هراس نیستی نخواهد بود.
ذات هستی تویی و جان و نفس عالم تویی
و آنچه تو هستی هیچگاه از میان نخواهد رفت.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۲ ساعت 18:30 توسط امین ظهورتبار
|
به این بلوغ برسیم که نباید دیده شویم