1) جاودانگی چیه؟ بجز به بن بست رسیدن و شروع دوباره و دوباره و دوباره! باورم اینه هیچ پایانی وجود نداره و میشه بارها و بارها شروع کرد و پی گرفت و پیش رفت

2) خب فعلا آزمون زبونو گذروندیم. خدا به خیر بگذرونه که تا خرداد صبر کن. اردیبهشت طوفانی ای رو در پیش دارم و دوس دارم این طوفان چرخ روزگارو بگذرونه نه اینکه ریشه کن باشه!

3)من اگه یه عیب خیلی بد داشته باشم رودربایستی داشتنمه. گاهی رک باشی میشه راحت در یه قضیه نه گفت ولی می بینی یه بله اشتباه میگی بعدا خودت اذیت میشی یا برای نبودن در اون قضیه ممکنه شخصیت خودت بره زیر سوال. من مقاله های علمی هم می نویسم ولی راستش بیشتر ترجیحم مشاوره و به خصوص ویرایشه ولی نوشتن مقاله اونم یه مقاله مفصل از اون چیزاییه که فکرمو درگیر کرده.  البته برام خوبه که مقاله نویسی و جزئیاتش از یادم نمیره  ولی نمی خوام کیفیت کار بیاد پایین و این وسواسو داشتم و دارم. حالا این قضیه بگذره ترجیح میدم صرفا کارهای مشترک با سید مهدی رو دنبال کنم ولاغیر هم اون دید مترقی رو داره و هم باهاش راحت ترم.

4) مقاله های هنری و ایده های نویسندگی رو راستش فعلا گذاشتم دم کوزه.خخخ.ترجیح میدم در جایی کارمو بزارم که براساس ایده  خودم باشه. در کنارش از روگ وان و اسنو پیسر( برف شکن) خوشم اومد. به وقتش یه نقد مفصل در مورد هرکدوم می زارم ولی در خرداد فعلا اردیبهشت زمانش نیست.

5) تا وقتی به فکر خودت نباشی نمی تونی برای خودت مفید باشی. بزرگترین اصلاح خوشبختی خودته و بس! اگه تونستی در مسیر خودت پیش بری اون وقت به بقیه هم کمک کن. کسی که با یه دست 10 تا هندونه برداره و بین ایده آل هاش و عملش چندسال نجومی فاصله باشه عملا به هیچ کدوم نمی رسه.

6) خدا خودش رحم کنه توی این هفته دو باره ماشینیستو دیدم! زمانی نیست که خودمو درگیر جادوی بی نظیر داستایوفسکی کنم. این تابستون رو سعی میکنم تابستون خوبی در پیش داشته باشم. نیمه بیشتر  تابستون گذشته که به ناراحتی و  اضطراب و ناامیدی گذشت.

7) یاد دیالوگ ژاویو در صخره سرخ افتادم. ما ترسو نیستیم فرصت ابراز توانایی هامونو نداشتیم! باید قوی بود و تلاش کرد و ناامید نشد. به اندازه کافی بستر برای فعالیت وجود نداره ولی باید در هر صورت پیش رفت!